آخرین حرف تو چیست ؟! - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:30
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست اما...
سلام به خودمو خودت - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:24
دانشجویی پس از اینكه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت: قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟ استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمیتوانستم یك استاد باشم. دانشجو ادامه داد: بسیار خوب، من مایلم از شما یك سوال بپرسم ،اگر جواب صحیح دادید من نمره ام را قبول میكنم در غیر اینصورت...
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:20
خــــدا... - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:17
" خداحافظي ات " عجب خرابه اي به بار آورده!   نگاه کن ... مدت هاست در تلاشند مرا از زير آوار تنهايي هايم بيرون کشند!
حماقت! - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:08
    حماقت یعنی من!   که اینقدر می روم تا تو دل تنگ شوی...   خبری از دل تنگی تو نمی شود...!   بر می گردم چون دل تنگت می شوم....    
یادته؟ - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:07
                                                         یادته؟     روزای خیلی طلائی یادته؟                                        روز ترس از جدایی یادته؟     موهای شونه نکرده یادته؟                                         چشمک از پشت یه پرده یادته؟   روز تمرین اشاره یادته؟                          ...
به چه میخندی؟؟ - تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 12:05
به چه میخندی تو؟ به مفهوم غم انگیز جدایی به چه چیز؟ به شکستن دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه میخندی تو؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟ یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه میخندی تو؟ به دل ساده من میخندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است بخند.....
غم,غم,بازم غم - تاریخ: 1391/12/28 ساعت: 12:53
تنهــــــــــــــآت نذاره - تاریخ: 1391/12/28 ساعت: 12:57
با کسی باش که وقتایی که دلت گرفته حوصله نداری ناراحتی حس میکنی یه دنیا غم داری بلد باشه شادت کنه راه قلبتو بلد باشه تنهات نزاه
شب تنهایی من - تاریخ: 1391/12/28 ساعت: 12:47
هیچکس با من نیست !… مانده ام تا به چه اندیشه کنم… مانده ام در قفس تنهایی… در قفس میخوانم… چه غریبانه شبی ست… شب تنهایی من!…   سهراب : گفتی چشمها را باید شست ! شستم ولی….. گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی….. گفتی زبر باران باید رفت رفتم ولی…..   او نه چشم های خیس و شسته ام را نه نگاه دیگرم را هیچکدام...
شرح خودم - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:10
   اخــــــــــــــه چـــــــــــــــرا؟                                تاوان چی روتاکی باید بدم ؟                           چرا نمیتونم کسی رو داشته باشم واسه همیشه                        چــــــــرااونی که خواست باشه باهام ولش کردم؟                     چـــــــرا سرنوشت من بایدفقط شکستن باشـــــــ...
¸¸.•*´•. مشروط چشمــــانت ¸¸.•*´•. - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:10
  همکلاسی غم های منـــ چه زود گذشت ترم باهم بودن شاگرد اول عشق تو شدی و من باز هم مشروط چشمــــانت شدم      
عشقم - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:09
به زندگی من پوزخــند نزن! روزی کسـی را داشتـم که با تمام وجــود صدایم میکرد:   ' عشقــــم '      
اس ام اس ولنتاین - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:09
  به سلامتی اونایی که ولنتاین امسال   منتظر اس ام اس هیچکسی نیستن!        
شب گریه... - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:08
ساده بودی مث سایه .. مث شبنم رو شقایق  مث لبخند سپیده .. مث شب گریه‌ی عاشق  بی تو شب دوباره آینه .. روبروی غم گرفته  پنجره بازه به بارون .. من ولی دلم گرفته    واژه رنگ زندگی بود .. وقتی تو فکر تو بودم  عطر گل با نفسم بود .. وقتی از تو می‌سرودم  وقت راهی شدن تو .. کفترا شعرام‌و بردن  چشام از ستاره س...
قانون دنیا - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:08
  شاید قانون دنیا همین باشد من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست    
اگه داری... - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:08
   
میدانی... - تاریخ: 1391/12/27 ساعت: 14:07
  بعد ِ تو آیینه های شعر سنگم میزنند دل به هر آیینه،هر آیینه ایی بستم شکست  عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم شکست … نوشته شده در شنبه 19 اسفند1391ساعت 9:50 بعد از ظهر توسط بهامین| 22 نظر | هرجا که د...
بخدا خجالت میکشم - تاریخ: 1391/12/26 ساعت: 13:26
   
خدا عاشق نیست/او عشق است - تاریخ: 1391/12/26 ساعت: 13:27
یک شب به خوابم بیا.... در انتهای مزرعه، کنار آن مترسک مهربان... به خوابم بیا با شیشه ای پر از عطر شیرین عشق... اصلن میدانی چیست؟... کلمات در گفتن توصیف تو کوچکند. چه بگویم که بزرگی تورا هیچ نمی توان شمرد چرا که بعضی حرفها گفتنی نیست، شنیدنی نیست نوشتنی و خواندنی نیست... فقط باید آنرا با تمام وجودت ح...

برچسب‌های مرتبط

هر کی دیده قاطی کرده.شما چطور؟ | حالم خوب است | ايستگاه قطار | گل فروش |